علمی-فرهنگی-آموزشی-شخصی
منبع :

 ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اضافه نوعی از ترکیب کلمات است.که بر پنج نوع است : اضافهٔ ملکی، اضافهٔ تخصیصی، اضافهٔ بیانی، اضافهٔ تشبیهی، اضافهٔ استعاری

 

1- اضافهٔ ملکی، آن است که ملکیت و دارایی را برساند : کتاب یوسف، خانهٔ بهمن، خداوند ِ خانه، صاحب کار

۲- اضافهٔ تخصیصی، آن است که اختصاص را برساند : زین اسب، در خانه، سقف اتاق


فرق میان اضافه ملکی و تخصیصی آن است که در اضافهٔ ملکی، مضاف الیه، انسان و شایسته و قابل مالکیت است و در اضافهٔ تخصیصی مضاف الیه، غیر انسان و شایسته و قابل مالکیت نیست ؛ مثلاً وقتی بگوییم خانهٔ محمد، یعنی خانه‌ای که ملک ِ محمد است .

3- اضافهٔ بیانی، آن است که مضاف‌الیه، نوع و جنس مضاف را بیان کند : ظرف ِ مس، انگشر طلا

 4- اضافه تشبیهی، آن است که در اضافه، معنی تشبیه باشد : فراش ِ باد، مهد ِ زمین

اضافهٔ تشبیهی بر دو نوع است : 1- اضافه مشبه به مشبهٍ به : قد سرو، پشت کمان 2- اضافهٔ مشبهٍ به به مشبه : تیر مژگان، طبل شکم

5- اضافهٔ استعاری، آن است که مضاف در غیر معنی حقیقی خود استعمال شده باشد : روی سخن، دست روزگار

هرگاه مضاف، مختوم به " الف " یا " واو " باشد بعد از مضاف و پیش از مضاف الیه، "ی" اضافه می‌شود : آوای بلبل، 

 فرق اضافه و صفت

صفت، به صورت، مانند مضاف الیه استعمال می‌شود ولی در معنی، فرق می‌کند، زیرا مقصود از صفت همان موصوف و مقصود است ولی در مضاف الیه همان مضاف نیست . مثلاً اگر بگوییم : آب صاف، مقصود از صاف، آب است و هر گاه بگوییم آب قنات، می‌بینیم که قنات چیزی غیر از آب است .

نقش‌نمای اضافه و وصفی فارسی

 

نقش‌نمای اضافه و موصوف فارسی که بعضا بدان تنها نقش نمای اضافه گفته می‌شود واژه‌بستی در زبان فارسی است که برای نشان دادن یک ترکیب اضافی یا ترکیب وصفی از آن استفاده می‌شود. این نقش‌نما نقش واژه پیش از خود را تعیین می‌کند یعنی اینک بودن آن پس از یک واژه به معنای این است که آن واژه نقش مضاف الیه و یا موصوف دارد.

نمونه: در ترکیب اضافی کتابِ خوب، کسرهٔ بعد از حرف آخر واژه کتاب نقش نمای اضافه‌است.

 صورت آوایی

این نقش‌نما دو صورت آوایی دارد.

صورت اول:وقتی که واژه اول به یک همخوان ختم شود.در این حالت صورت آوایی آن به صورت (E) است.

صورت دوم:وقتی که واژه اول به یک واکه ختم شود. در این حال صورت آوایی آن به صورت (YE) است.

 صورت نوشتاری

صورت نوشتاری این نقش‌نما در تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی زیر عنوان کسرهٔ اضافه بحث شده‌است:

« کسرهٔ اضافه

نشانهٔ كسرهٔ اضافه در خط آورده نمی‌شود، مگر برای رفع ابهام در كلماتی كه دشواری ایجاد می‌كند:
اسبِ سواری/ اسب‌ْسواری

  • کلماتی مانند رهرو، پرتو، جلو، در حالت مضاف، گاهی با صامت ميانجی «ی» می‌آيد، مانند «پرتوی آفتاب» و گاهی بدون آن، مانند «پرتو آفتاب». آوردن يا نياوردن صامت میانجی «ی» تابع تلفّظ خواهد بود.
  • برای كلمات مختوم به های غيرملفوظ، در حالت مضاف، از علامت «ء» استفاده می‌شود:
خانهٔ من، نامهٔ او
  • «ی»، در كلمه‌های عربی مختوم به «ی» (كه «آ» تلفّظ می‌شود)، در اضافه به كلمهٔ بعداز خود، به «الف» تبديل می‌شود:
عيساى مسيح، موساى كليم، هواى نَفْس، كُبْراى قياس
 »

همانطور که در بالا ذکر شده‌است، در نوشتارهای روزمره مردم اغلب این نقش‌نما نوشته نمی‌شود.

با این حال، در کتابهای درسی ایران روش متفاوتی به دانش‌آموزان تدریس می‌شود که مطابق با استاندارد فرهنگستان نیست. برای مثال، عبارت مزرعهٔ حیوانات به اشکال زیر در متون فارسی دیده می‌شود:

نوشتار عادی: مزرعه حیوانات

کتاب‌های درسی ایران :مزرعه‌ی حيوانات

استاندارد فرهنگستان:مزرعهٔ حیوانات


در فارسی تاجیکی این نقش‌نما ساختار اضافه (изофа) گفته می‌شود و با توجه به الفبا و آوایش تاجیکیِ در همه حال[نیاز به اطمینان بیشتر] بصورت حرف (и-) نوشته می‌شود.

از جمله خصوصیاتی که ترکیب های وصفی دارند عبارتند از :

۱– به دنبال تركيب وصفي افعال ربطي آورده مي شود مثل پدر مهربان است .پدر مهربان بود .

2- آوردن كلمه ي ( تر ) به دنبال تركيب وصفي . مانند گل خوشبوتر ، شاگرد خوب تر

3 -  آوردن كلمه ي ( ترين )  به دنبال تركيب وصفي به شرط عوض كردن جاي موصوف با صفت مثال : مهربانترين مادر .    خوش روترين شاگرد  خوشبوترين گل4 – آوردن كلمه بسيار بين موصوف و صفت . مثال : مادر بسيار مهربان ، شاگرد بسيار خوب

5 – آوردن حرف « ي » بين موصوف وصفت : مثال مادري مهربان ، شاگردي خوب

6 – آوردن اسم اشاره « اين » « آن » بين مضاف و مضاف اله : مثال شاگرد اين كلاس ، شاگرد آن كلاس ، در اين باغ در آن باغ

7 -  در تركيب وصفي صفت جمع بسته نمي شود  ولي مضاف اليه جمع بسته مي شود . مثال : مادر مهربان ، نمي شود  مادر مهربانها اما در تركيب اضافي شاگرد كلاس مي شود : شاگرد كلاسها

8 – در تركيب وصفي نمي شود صفت را از موصوف جدا كرد در صورتي كه در تركيب اضافي مضاف و مضاف اليه قابل تفكيك مي باشد . مثال : مادر مهربان ، نمي شود  مهرباني را از مادر گرفت .

همچنين خوشبويي را از گل ولي در تركيب در باغ مي توانيم در را در مكان ديگري قرار دهيم كه تركيب اضافي  مي شود .

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 9:51  توسط مهدی سلمانی  |